السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

25

سيره معصومان ( فارسي )

آشپزى حرفهء او بوده است . مرد گفت : تو فرزند زنى سياه‌چردهء زنگى و بد كارى هستى . امام پاسخ داد : اگر چنين كه تو مىگويى بوده ، خداوند او را بيامرزد اگر تو دروغ مىگويى خداوند ترا بيامرزد . سوم ، تسليم امر خدا بودن : ابو نعيم در كتاب حلية الاولياء نقل كرده است : « محمد بن على ( امام باقر ) ( ع ) مىگفت : از خداوند آنچه را كه دوست داريم در خواست مىكنيم پس هنگامى كه چيزى را كه نمىپسنديم حادث مىشود با خداوند عز و جل در آنچه كه او دوست داشته است مخالفت نمىكنيم » . چهارم ، جود و بخشش : شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : آن حضرت با آن ويژگيهاى علمى و بزرگى و رياست و اقامت كه توصيف كرديم به جود در ميان خاصه و عامه مشهور بود و با وجود كثرت عيال و وضعيت متوسط ماليش در كرم و بزرگوارى و احسان به همگان معروف بود . شريف ابو محمد حسن بن محمد از جدم ، از ابو نصر از محمد بن حسين ، از اسود بن عامر ، از حنان بن على از حسن بن كثير روايت كرده است كه گفت : از نيازمندى خود و بىوفايى دوستانم در نزد آن حضرت گلايه كردم ؛ امام ( ع ) فرمود : چه بد برادرى است كسى كه در هنگام توانگرى تو را در نظر دارد و به هنگام تنگدستى رابطه‌اش را با تو قطع مىكند . آنگاه به غلامش فرمود : كيسه‌اى بياور . در آن كيسه هفتصد درهم بود و فرمود : اين را خرج كن و چون تمام شد مرا آگاه كن . شيخ مفيد همچنين مىنويسد : محمد بن حسين از عبد الله بن زبير از عمرو بن دينار و عبد الله بن عمير روايت كرده است كه آن دو گفتند : ما هيچ‌گاه به ديدار محمد بن على نرفتيم جز آنكه نفقه وصله و پوشش ما را مىداد و مىگفت : اين را پيش از آنكه به ملاقات من آييد براى شما آماده كرده بودم . شيخ مفيد مىگويد : ابو نعيم نخعى از معاويه بن هشام ، از سليمان بن دمدم روايت كرده است كه گفت : ابو جعفر محمد بن على ، پانصد تا ششصد و تا هزار درهم به ما مىداد و هيچ‌گاه از دادن صله به برادران و اميدواران و كسانى كه به نزدش مىآمدند ، خسته نمىشد . در كتاب مطالب السئول به نقل از حافظ عبد العزيز بن اخضر جنابذى در كتاب معالم العتره آمده است : سلمى كنيز امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه برادران و دوستان امام باقر ( ع ) وقتى به نزد آن حضرت مىآمدند از پيش وى خارج نمىشدند مگر آنكه به آنان غذايى گوارا مىخوراند و لباسى نيكو بديشان مىپوشانيد و پولى به آنان مىبخشيد . من دربارهء برخى از اين كارها به او تذكر مىدادم اما آن حضرت مىفرمود : اى سلمى ! بعد از انجام خوبىها و وجود دوستان ، در دنيا اميدى نيست . در روايت مطالب السئول چنين آمده است : من به آن حضرت سخنانى مىگفتم تا از اين رفتارش بكاهد اما ايشان مىفرمود : اى